سيد محمد على ايازى
247
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
شخص نيست ( مانند اوّلى ) ، با اين تفاوت كه اين نوع ، احتمال دارد كه واقع نشود . سه . خوف از امرى كه علّت آن در دست انسان است ، امّا هنوز آن علّت ، يافت نشده و مىترسد كه مبادا مرتكب عملى شود كه عاقبت آن ، بد است . راه درمان اين خوف ، مراقب بودن بر اعمال خود است و اين كه هر كارى را كه مىخواهد انجام بدهد ، پيامدهاى آن را بسنجد . چهار . خوف از چيزهاى بدون علّت ، مانند جن و ميّت . منشأ اين خوف ، غلبهء قوّهء ترس و قصور عقل و فهم است و درمان آن ، شناخت كامل و نيز مبتلا نمودن ، درگير كردن و افكندن خود در اين گونه موارد است . ج . خوف ، از چه عناصرى تشكيل مىشود در اين بخش ، ابتدا كلامى از كتاب الأخلاق مرحوم شبّر ، در اين باره نقل شده كه خوف از سه عنصر : علم ، حال و عمل حاصل مىشود و در توضيح اين عناصر ، فقط مورد اوّل ، تبيين شده و در ادامه ، دوباره به همان بحث سابق ( تفاوت خوف با اصطلاحات مترادف چيست ) ، بازگشته است . يكى از عناصر تشكيلدهندهء خوف ، علم است . خوف در انسان ، گاه به سبب شناخت خدا و صفات او حاصل مىشود ، گاه به سبب شناخت از نفس خود كه چه معاصى و كوتاهىهايى در حق خدا انجام داده و گاه نيز به دليل شناخت عيوب نفس و احساس حضور در پيشگاه جلال پروردگار . پس كسى كه خود و خداى خود را بهتر شناخته باشد ، بيشتر از خدا مىترسد . لذا آنچه از زندگى پيامبران و ائمّه عليهم السلام برمىآيد ، اين است كه خوف آنان از خدا ، از همهء مردم بيشتر بوده است . پس خوف از خداوند ، مولود معرفت است و هر كسى كه معرفت بيشتر داشته باشد ، نگرانى بيشترى خواهد داشت . د . درجات و مراتب خوف ممدوح مطالب اين بخش ، از لحاظ منطقى ، زيرمجموعهء بخش دوم است ، به همين دليل ، همان جا - كه انواع خوف را آورده - توضيح كامل را مىآوريم .